عبد الحي حبيبى
679
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
آن را شهرى داراى بنيان مرصوص دانستهاند . « 1 » طوريكه در فصل اول اين كتاب شرح داديم ، غزنه يكى از مراكز دودمان رتبيلان و لويكان در اوايل عصر اسلامى بود ، و چون بعد از 64 ه 683 م يزيد بن زياد كفيل حكومت سيستان به طرف كابل لشكر كشيد ، در محل جنزه با كابليان مقابل آمد ، و اين نام غير از غزنه يا غزنين يا غزنى كنونى جاى ديگر نتواند بود . « 2 » كه بشارى آن را قصبهء كوچكى گويد با نرخهاى ارزان و گوشتهاى خوب و يكى از فرضههاى خراسان و خزاين سند شمرده شدى « 3 » . كه بناى آن از چوب خسكدار بود ، و قلعه داراى كاخهاى دولتى در بين شهر بود ، كه مسجد جامع بسوى قبله آن با برخى بازارها واقع ميگشت ، و ديگر بازارها و خانها در ربض بودى ، و شهر غزنه چهار در داشت در باميان - در سيستان ؟ - در گرديز ؟ - در سير ؟ « 4 »
--> ( 1 ) - جغرافياى قديم هند 42 ( 2 ) - ايرانشهر ماركوارت 36 ( 3 ) - درينجا حى ، لى سترينج مولف جغرافياى خلافت شرقى را اشتباه مضحكى روى داده بدين معنى كه او گويد : مقدسى نام شهر باميان را اللحوم نوشته و آن را يكى از بنادر خراسان و خزاين سند پنداشته است ( سرزمينهاى خلافت شرقى متن انگليسى 418 طبع كيمبرج 1905 م و ترجمه فارسى محمود عرفان 445 طبع تهران 1337 ش و ترجمه اردو 645 ) بعد ازين تمام شرحيكه بشارى مقدسى راجع به شهر عزنه نوشته ، لى سترينج آن را به باميان چسپانيده است . و متن بيان مقدسى ( ص 303 ) چنين است : و الباميان ناحيهء واسعة كثيرة اللحوم طيبة الفواكه مع كثرة و لها مدن جليلة و المعايش بها حسنة و هى احد فرض خراسان و خزاين السند الخ . . . كه تمام اين بيان دربارهء غزنه است نه باميان ! و جاى تعجب است كه مرد فاضل و بصيرى مانند لى سترينج وصف كثيرة النحوم را كه تاكنون هم بر غزنه صادقست و گوشت و كباب بسيار خوب دارد ، نام جداگانه باميان پندارد ، و در عين اين اشتباه عظيم ، بر سهو قرائت مقدسى اظهار تردد نمايد ، در حالى كه عبارت مقدسى روشن و واضح و اصلا راجع به باميان نيست ، و نه مقدسى باميان را بنام اللحوم خوانده است . اينست يكى از اشتباهات فاحش كه گاه گاهى مستشرقان ميكنند ، و بنا بر ان بايد با احتياط از كتب ايشان استفاده كرد . و جاى تعجب است كه مترجمان فارسى و اردوى كتاب لى سترينج نيز ملتفت اين سهو فاحش نشدهاند . ( 4 ) - در نامهاى اين چهار در فقط نام اول واضح است . نام در دوم ؟ ؟ ؟ بدون نقطه طبع شده كه اصل آن سيستان باشد . در سوم در نسخه مطبوع احسن التقاسيم ص 304 ) باب كردن ؟ طبع شده كه بحدس غالب به يقين باب گرديز خواهد بود . اما در چهارم باب السير طبع شده كه تعيين نشد و احتمال دارد باب شنيز باشد و اين شنيز اكنون هم در شمال شرق غزنى يك دره مكن قوم وردگت ، كه در عصر غزنويان هم شهرت داشت و سنايى گفت : علم و عمل خواجه اسماعيل شنيزى مارازنه چيزى برسانيد به چيزى ( ديوان 732 )